teel

/tiːl/
verb (فعل)archaicpast (گذشته): teeledpast participle (مفعولی): teeled-ing (حال): teeling3rd (سوم): teels

فعل — برداشت کردن

برداشت کردندرآوردن محصول

(محاوره‌ای/نادر) برداشت یا جمع‌آوری محصولات کشاورزی، به‌ویژه علف یا یونجه.

(Dialectal/rare) To harvest or gather crops, especially grass or hay.

«کشاورزان قبل از زمستان علف را برداشت می‌کنند.»

Farmers teel the grass before winter.

«آنها یونجه را اواخر تابستان چیده‌اند.»

They teel the hay in late summer.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000