teensy

teen·sy/ˈtiːnzi/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): teensiersuperlative (عالی): teensiest

صفت — ریز

ریزکوچک

بسیار کوچک یا ریز، معمولا به صورت بامزه یا غیررسمی.

Extremely small or tiny, often in a cute or informal way.

«او یک بچه گربه بسیار کوچک در دست داشت.»

She held a teensy kitten in her hands.

«جعبه بسیار کوچک و سبک بود.»

The box was teensy and light.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tinyکوچک

رایج. به همان اندازه کوچکی اشاره دارد، اما teensy غیررسمی و بامزه‌تر است.

Common. Equivalent in size meaning, more neutral than 'teensy' which is informal and cute.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000