در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
شخصی که از راه دور و با استفاده از ابزار ارتباطی به محل کار خود متصل میشود و کار میکند.
A person who works remotely by connecting to their workplace via telecommunications.
«او یک دورکار است که هفتهای دوبار از خانه کار میکند.»
“She is a telecommuter who works from home twice a week.”
«دورکارها در زمان و هزینه رفتوآمد صرفهجویی میکنند.»
“Telecommuters save time and money on commuting.”