tenpenny

ten·pen·ny/ˈtɛnˌpɛni/
tennumber 10pennya British penny coin
adjective (صفت)common

صفت — ده پنی

ده پنیده‌پنی

صفتی برای چیزی که معمولاً میخ باشد و طول آن برابر ده پنی است، به ویژه در نجاری.

Describing something, often a nail, that is ten pennies in length or size, traditionally used in carpentry.

«او از میخ ده‌پنی برای تعمیر تخته استفاده کرد.»

He used a tenpenny nail to fix the board.

«نجار میخ‌های ده‌پنی برای پروژه سفارش داد.»

The carpenter ordered tenpenny nails for the project.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000