tenor

ten·or/ˈtɛn.ər/
1noun (اسم)formalplural (جمع): tenors

اسم — خواننده‌زیر

خواننده‌زیرصدای زیر مردانه

زیرترین صدای مردانه در خوانندگی

The highest male singing voice

«او به عنوان خواننده‌زیر در گروه کر می‌خواند.»

He sings as a tenor in the choir.

«آوازهای زیر معمولا بالا و روشن هستند.»

Tenor parts are usually high and bright.

متضادها
2noun (اسم)formal

اسم — مضمون

مضمونمفهوم کلی

معنای کلی یا موضوع اصلی یک سخن یا متن

The general meaning or gist of a discourse or text

«موضوع کلی سخنان او امیدوارکننده بود.»

The tenor of his speech was hopeful.

«موضوع کلی گفتگو ناگهان تغییر کرد.»

The tenor of the conversation changed suddenly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
meaningمعنا

روزمره. به صورت قابل تعویض برای بیان ایده یا مفهوم کلی به کار می‌رود.

Everyday. Used interchangeably to denote general idea or sense.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000