terrace

ter·race/ˈterəs/
1noun (اسم)commonplural (جمع): terraces

اسم — تراس

تراسایوان

فضای مسطح و بیرونی کنار ساختمان که معمولاً برای نشستن یا غذا خوردن در فضای باز استفاده می‌شود.

A flat, open area next to a building, often paved and used for sitting or dining outdoors.

«دیشب روی تراس شام خوردیم.»

We had dinner on the terrace last night.

«تراس به سمت یک باغ زیبا منظره دارد.»

The terrace overlooks a beautiful garden.

تفاوت با واژه‌های مشابه
patioپاتیو

رایج. معمولاً در معنای فضای بیرونی سنگفرش شده خانه به جای terrace بکار می‌رود. مثلاً 'مبلمان پاتیو' رایج‌تر است.

Common. Often used interchangeably with 'terrace' when referring to outdoor paved areas behind a house. For example, 'patio furniture' is common; 'terrace furniture' less so.

deckعرشه

روزمره. شبیه تراس اما معمولاً از چوب و بالاتر از زمین است. deck خاص‌تر است، اما terrace می‌تواند هم سطح زمین باشد.

Everyday. Similar to terrace but usually made of wood and elevated. 'Deck' is more specific; 'terrace' can be at ground level or raised.

2noun (اسم)formalplural (جمع): terraces

اسم — تراس کشاورزی

تراس کشاورزیبستر پله‌ای زمین

سطحی مرتفع و صاف از زمین که معمولاً به صورت پله‌ای است و برای کشاورزی و جلوگیری از فرسایش خاک در شیب‌ها به کار می‌رود.

A raised, flat area of land, often step-like, used in farming to prevent soil erosion on slopes.

«کشاورزان برای جلوگیری از شسته شدن خاک، تراس ساختند.»

Farmers built terraces to stop soil from washing away.

«تراس‌های برنج زمین‌های شیبدار کوه‌ها را پوشانده‌اند.»

Rice terraces cover the mountainsides.

تفاوت با واژه‌های مشابه
benchبنش

فنی. در کشاورزی گاهی به صورت معادل برای تراس به کار می‌رود که به شکل پله‌ای در شیب‌هاست.

Technical. In agriculture, sometimes used interchangeably with terrace to describe step-like formations for farming on slopes.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000