themed

/θimd/
themesubject or topic-edcharacterized by
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more themedsuperlative (عالی): most themed

صفت — موضوعی

موضوعیدارای تم

طراحی یا سازماندهی شده بر اساس موضوع یا ایده خاص.

Designed or organized around a particular subject or idea.

«مهمانی حول محور دهه ۸۰ برگزار شد.»

The party was themed around the 80s.

«آن‌ها از یک پارک تفریحی موضوعی بازدید کردند.»

They visited a themed amusement park.

تفاوت با واژه‌های مشابه
decoratedتزئین شده

رایج. مکان‌هایی که بر اساس تم تزئین شده‌اند.

Common. Describes places arranged to suit a theme.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000