در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به آن، به سمت آن.
To that; to it.
«او امضای خود را به آن پیوست کرد.»
“He affixed his signature thereunto.”
«این بند به ماده اصلی و تمام موارد مربوط به آن اشاره دارد.»
“This clause refers to the main article and all matters pertaining thereunto.”