thinking

think·ing/ˈθɪŋkɪŋ/
noun (اسم)common

اسم — تفکر

تفکرفکراندیشه

فرآیند استفاده از ذهن برای بررسی یا استدلال درباره چیزی؛ تفکر.

The process of using one's mind to consider or reason about something; thought.

«تفکر انتقادی برای حل مسئله ضروری است.»

Critical thinking is essential for problem-solving.

«من از تفکر واضح شما در این موضوع قدردانی می‌کنم.»

I appreciate your clear thinking on this matter.

تفاوت با واژه‌های مشابه
thoughtفکر، اندیشه. این کلمه می‌تواند هم به فرآیند تفکر و هم به نتیجه آن اشاره کند. «Deep thought» خوب است و اغلب با thinking قابل تعویض است.
reasoningاستدلال، منطق. این کلمه بیشتر به فرآیند منطقی و استدلالی تفکر اشاره دارد و رسمی‌تر است. «His reasoning was flawed» کاربرد دارد.
متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000