throw out

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˈθroʊ aʊt/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — دور انداختن

دور انداختنبیرون ریختن

چیزی را دور انداختن و در زباله گذاشتن.

To get rid of something by putting it in the trash.

«لطفاً کاغذهای قدیمی را دور بینداز.»

“Please throw out the old papers.”

«ما غذای فاسد را دور ریختیم.»

“We threw out the spoiled food.”

2phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — بیرون کردن

بیرون کردناخراج کردن

کسی را از جایی یا از یک گروه بیرون کردن.

To force someone to leave a place or organization.

«باشگاه او را به‌خاطر دعوا بیرون کرد.»

“The club threw him out for fighting.”

«آن‌ها از رستوران بیرونشان کردند.»

“They were thrown out of the restaurant.”

3phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — پیشنهاد کردن

پیشنهاد کردنمطرح کردن

یک ایده را سرسری برای بررسی دیگران مطرح کردن.

To mention an idea casually for others to consider.

«او چند ایده مطرح کرد.»

“She threw out a few ideas.”

«بگذار یک پیشنهاد مطرح کنم.»

“Let me throw out a suggestion.”

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000