throw overboard

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

throw o·ver·board/ˌθroʊ ˈoʊvərbɔrd/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — به آب انداختن

به آب انداختناز قایق بیرون انداختن

کسی یا چیزی را از قایق به داخل آب پرتاب کردن.

To throw someone or something from a boat into the water.

«آن‌ها بار آسیب‌دیده را به آب انداختند.»

“They threw the damaged cargo overboard.”

«ملوان طناب را از قایق به آب انداخت.»

“The sailor threw the rope overboard.”

2phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — کنار گذاشتن

کنار گذاشتنرها کردن

یک ایده، قانون یا برنامه را کاملاً کنار گذاشتن.

To abandon an idea, rule, or plan completely.

«آن‌ها قوانین قدیمی را کاملاً کنار گذاشتند.»

“They threw the old rules overboard.”

«احتیاط را کاملاً کنار نگذار.»

“Do not throw caution overboard.”

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000