در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مرتبط با تبت، مردم، زبان یا فرهنگ آن.
Relating to Tibet, its people, language, or culture.
«بودایسم تبتی در مناطق زیادی اجرا میشود.»
“Tibetan Buddhism is practiced in many regions.”
«او به زبان تبتی روان صحبت میکرد.»
“She spoke Tibetan fluently.”
فردی از تبت یا با تبار تبتی.
A person from Tibet or of Tibetan descent.
«او یک تبتی است که در نپال زندگی میکند.»
“He is a Tibetan who lives in Nepal.”
«تبتیها فرهنگ منحصر به فردی دارند.»
“Tibetans have a unique culture.”