tibetan

Ti·be·tan/tɪˈbɛtən/
1adjective (صفت)common

صفت — تبتی

تبتی

مرتبط با تبت، مردم، زبان یا فرهنگ آن.

Relating to Tibet, its people, language, or culture.

«بودایسم تبتی در مناطق زیادی اجرا می‌شود.»

Tibetan Buddhism is practiced in many regions.

«او به زبان تبتی روان صحبت می‌کرد.»

She spoke Tibetan fluently.

2noun (اسم)commonplural (جمع): Tibetans

اسم — تبتی

تبتی

فردی از تبت یا با تبار تبتی.

A person from Tibet or of Tibetan descent.

«او یک تبتی است که در نپال زندگی می‌کند.»

He is a Tibetan who lives in Nepal.

«تبتی‌ها فرهنگ منحصر به فردی دارند.»

Tibetans have a unique culture.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000