tilty

til·ty/ˈtɪlti/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): tiltiersuperlative (عالی): tiltiest

صفت — کج

کجمائلکج‌و‌معوج

ناپایدار یا تمایل به خم شدن به یک طرف؛ زاویه‌دار.

Unsteady or inclined to lean to one side; slanting.

«قاب عکس کمی روی دیوار کج بود.»

The picture frame was a bit tilty on the wall.

«بعد از چرخیدن احساس تهوع و ناپایداری داشت.»

He felt tilty after spinning around.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tiltedکج شده

متداول. در موارد خم شدن یا کج بودن قابل تعویض است.

Common. Can be used interchangeably in contexts of leaning or slanting.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000