در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
ناپایدار یا تمایل به خم شدن به یک طرف؛ زاویهدار.
Unsteady or inclined to lean to one side; slanting.
«قاب عکس کمی روی دیوار کج بود.»
“The picture frame was a bit tilty on the wall.”
«بعد از چرخیدن احساس تهوع و ناپایداری داشت.»
“He felt tilty after spinning around.”
متداول. در موارد خم شدن یا کج بودن قابل تعویض است.
Common. Can be used interchangeably in contexts of leaning or slanting.