toe

/toʊ/
noun (اسم)commonplural (جمع): toes

اسم — انگشت پا

انگشت پا

یکی از پنج انگشت انتهای پای انسان.

One of the five digits at the end of the human foot.

«انگشت پایش را به میز زد.»

He stubbed his toe on the table.

«او انگشتان پایش را با دقت شمرد.»

She counted her toes carefully.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000