در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
شخصیت کارتونی، مخصوصاً در فیلمها یا مجموعههای انیمیشنی.
A cartoon character, especially one in animated films or series.
«میکی ماوس یک شخصیت کارتونی معروف است.»
“Mickey Mouse is a famous toon.”
«او برای گذران زندگی شخصیتهای کارتونی میکشد.»
“She draws toons for a living.”
رایج. معمولاً قابلتعویض؛ 'toon' غیررسمی و بیشتر در زمینه سرگرمی یا طرفداری استفاده میشود، در حالی که 'cartoon' رسمیتر است.
Common. Generally interchangeable; 'toon' is informal and often used in entertainment or fan contexts, while 'cartoon' is more neutral and formal.
رسمی. خاصتر به انیمیشن اشاره دارد؛ غیررسمیتر از 'toon'. در زمینههای فنی یا توصیفی به کار میرود.
Formal. More specific to animation; less casual than 'toon'. Used in technical or descriptive contexts.
اصطلاح عامیانه برای برنامه تلویزیونی کارتونی یا انیمیشنی.
Slang for a cartoon television show or animated program.
«او شنبه صبحها کارتون تماشا میکند.»
“He watches toons on Saturday mornings.”
«این شبکه کارتونهای قدیمی پخش میکند.»
“This channel airs classic toons.”
رایج. در مکالمات غیررسمی قابلتعویض؛ 'toon' محاورهای و کوتاه است، بیشتر بین جوانان استفاده میشود.
Common. Interchangeable in casual speech; 'toon' is slangy and shorter, mainly used among younger speakers.
رسمی. کمتر عامیانه از 'toon' است، برای توصیف برنامههای سریالی انیمیشنی به کار میرود.
Formal. Less slangy than 'toon', used for describing serialized animation programs.