touch base

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˌtʌtʃ ˈbeɪs/
phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — در تماس بودن

در تماس بودنهماهنگ کردن

کوتاه با کسی تماس گرفتن تا اطلاعات ردوبدل یا برنامه‌ها هماهنگ شوند.

To contact someone briefly to exchange information or confirm plans.

«هفتهٔ بعد کوتاه با هم هماهنگ شویم.»

“Let's touch base next week.”

«امروز کوتاه با مشتری هماهنگ کردم.»

“I touched base with the client today.”

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000