totter

tot·ter/ˈtɒtər/
verb (فعل)commonpast (گذشته): totteredpast participle (مفعولی): tottered-ing (حال): tottering3rd (سوم): totters

فعل — لرزیدن

لرزیدنتلو تلو خوردنناپایدار حرکت کردن

حرکت کردن به شکلی ناپایدار یا لرزان، انگار که در حال افتادن هست

To move in an unsteady or shaky way, as if about to fall

«مرد پیر با احتیاط از خیابان تلو تلو خورد.»

The old man tottered across the street carefully.

«او بعد از مهمانی روی کفش‌های پاشنه بلند تلو تلو می‌خورد.»

She tottered on her high heels after the party.

تفاوت با واژه‌های مشابه
staggerلرزیدن

متداول در گفتار غیررسمی، معمولاً اشاره به سختی در حفظ تعادل بعد از آسیب یا مستی دارد. وقتی تمرکز روی از دست دادن تعادل است می‌توان به جای totter استفاده کرد اما معنی قوی‌تری دارد.

Common in informal contexts, often implies difficulty keeping balance after injury or intoxication. Usable instead of 'totter' when focusing on loss of balance but more forceful.

wobbleلرزش

روزمره، معمولاً به لرزش‌های سریع و کوچک اشاره دارد. هنگام توصیف حرکت ناپایدار می‌تواند با totter تعویض شود.

Everyday use, usually implies slight, quick shaky movements. Often interchangeable with 'totter' when describing unstable motion.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000