totemistic

to·tem·is·tic/toʊˈtɛmɪstɪk/
totema sacred object or symbol of a group-isticcharacteristic of or relating to
adjective (صفت)formal

صفت — مربوط به تمثال‌گرایی

مربوط به تمثال‌گراییاعتقادی به تمثال

مربوط به اعتقاد یا پرستش تمثال‌ها، یعنی باور به تمثال‌گرایی.

Relating to totemism; concerning the belief in or veneration of totems.

«قبیله آیین‌های مرتبط با باورهای تمثال‌گرایی با نمادهای حیوانی اجرا می‌کرد.»

The tribe practiced totemistic rituals involving animal symbols.

«باورهای تمثال‌گرایی ساختار اجتماعی آن‌ها را تحت تأثیر قرار داده بود.»

Totemistic beliefs influenced their social structure.

تفاوت با واژه‌های مشابه
totemicنماد قبیله‌ای

رسمی. بسیار نزدیک به هم، اما توتمیستیک بیشتر به سیستم اعتقادی اشاره دارد.

Formal. Very close in meaning, often interchangeable but 'totemistic' stresses the belief system more.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000