در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مربوط به اعتقاد یا پرستش تمثالها، یعنی باور به تمثالگرایی.
Relating to totemism; concerning the belief in or veneration of totems.
«قبیله آیینهای مرتبط با باورهای تمثالگرایی با نمادهای حیوانی اجرا میکرد.»
“The tribe practiced totemistic rituals involving animal symbols.”
«باورهای تمثالگرایی ساختار اجتماعی آنها را تحت تأثیر قرار داده بود.»
“Totemistic beliefs influenced their social structure.”
رسمی. بسیار نزدیک به هم، اما توتمیستیک بیشتر به سیستم اعتقادی اشاره دارد.
Formal. Very close in meaning, often interchangeable but 'totemistic' stresses the belief system more.