traced

/treɪst/
traceto follow or discover-dpast tense/past participle suffix
1verb (فعل)commonpast (گذشته): tracedpast participle (مفعولی): traced-ing (حال): tracing3rd (سوم): traces

فعل — ردیابی کردن

ردیابی کردنپیدا کردنکشف کردن

چیزی را با تحقیق یا دنبال کردن سرنخ پیدا کردن یا کشف کردن.

To find or discover something by investigation or following a trail.

«پلیس تماس را تا یک تلفن همگانی ردیابی کرد.»

The police traced the call to a payphone.

«او تبار خانواده‌اش را تا قرن هفدهم ردیابی کرد.»

She traced the lineage of her family back to the 17th century.

تفاوت با واژه‌های مشابه
trackردگیری کردن

رایج. اغلب به معنای دنبال کردن نشانه‌های فیزیکی است. در مورد دنبال کردن یک مسیر یا توسعه، می‌توان به جای 'trace' استفاده کرد. مثال: 'رد پای حیوان را ردیابی کردیم.' 'تاریخچه خانواده را ردیابی کردیم.'

Common. Often implies following physical signs. Can be used interchangeably with 'trace' when talking about following a path or development. Example: 'We tracked the animal's footprints.' 'We traced the history of the family.'

locateمکان یابی کردن

رایج. پیدا کردن مکان یا موقعیت دقیق چیزی. 'Locate' بیشتر در مورد پیدا کردن موقعیت است، در حالی که 'trace' بیشتر در مورد دنبال کردن فرآیند برای یافتن چیزی است. مثال: 'بچه گمشده را مکان یابی کردند.' 'منبع مشکل را ردیابی کردند.'

Common. To discover the exact place or position of something. 'Locate' is more about finding a position, while 'trace' is more about following a process to find something. Example: 'They located the lost child.' 'They traced the source of the problem.'

متضادها
2adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more tracedsuperlative (عالی): most traced

صفت — رونگاری شده

رونگاری شدهکشیده شده از روی

کپی یا طرح‌ریزی شده از روی یک نسخه اصلی، اغلب با کشیدن روی آن.

Copied or outlined from an original, often by drawing over it.

«هنرمند از یک تصویر رونگاری شده به عنوان راهنما استفاده کرد.»

The artist used a traced image as a guide.

«نقاشی شبیه یک کپی رونگاری شده بود.»

The drawing looked like a traced copy.

تفاوت با واژه‌های مشابه
copiedکپی شده

روزمره. به هرگونه تکثیر از یک نسخه اصلی اشاره دارد. 'Traced' به طور خاص به کشیدن روی نسخه اصلی اشاره دارد. مثال: 'او کل سند را کپی کرد.' 'هنرمند تصویر را روی بوم جدید رونگاری کرد.'

Everyday. Refers to any reproduction of an original. 'Traced' specifically implies drawing over the original. Example: 'She copied the entire document.' 'The artist traced the image onto a new canvas.'

outlinedخط‌کشی شده

رایج. به معنای کشیدن شکل بیرونی چیزی است. 'Traced' به معنای کپی کردن یک طرح کلی موجود است. مثال: 'او برنامه خود را روی تخته سفید ترسیم کرد.' 'کودک طرح کلی دست خود را رونگاری کرد.'

Common. Means to draw the outer shape of something. 'Traced' implies copying an existing outline. Example: 'He outlined his plan on the whiteboard.' 'The child traced the outline of her hand.'

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000