در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
زن خیانتکار؛ زنی که به کشور یا هدفی خیانت میکند.
A female traitor; a woman who betrays her country or cause.
«زن خیانتکار به خاطر جاسوسی محکوم شد.»
“The traitoress was sentenced for espionage.”
«تاریخ او را به عنوان زن خیانتکار بدنام به یاد میآورد.»
“History remembers her as a notorious traitoress.”