در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به چیزی بهصورت بیاهمیت یا کمارزش رفتار کرد یا با جدیت نبوده کاری انجام داد.
Moved or acted without serious purpose; treated something as unimportant.
«او با احساسات او بازی کرد.»
“He trifled with her feelings.”
«آنها بعدازظهر را بیفایده گذراندند.»
رایج. برای استفاده بیدقت یا غیرضروری از زمان یا منابع؛ وقتی تاکید بر هدررفت باشد، قابل تعویض است؛ مانند «زمان را هدر داد».
Common. Used for careless or unnecessary use of time or resources, interchangeable when emphasizing loss or misuse, e.g., 'wasted time'.
غیررسمی. به معناي حرکت آرام بدون هدف است، فقط زمانی که trifled به معنی تلف کردن وقت با تأخیر باشد قابل تعویض است.
Informal. Means to move slowly without purpose, can be interchangeable only when trifling means wasting time by delay.