trough

/trɒf/
1noun (اسم)commonplural (جمع): troughs

اسم — آخور

آخورظرف آبخوری

ظرفی بلند، باریک و روباز، به ویژه برای نگهداری آب یا غذای حیوانات.

A long, narrow, open container, especially one for holding water or food for animals.

«کشاورز آخور را با آب برای گاوها پر کرد.»

The farmer filled the trough with water for the cattle.

«خوک‌ها غذای خود را از یک آخور چوبی می‌خوردند.»

Pigs were eating their feed from a wooden trough.

2noun (اسم)commonplural (جمع): troughs

اسم — ناودان

ناودانفرورفتگیگودال

فرورفتگی یا گودی بلند و باریک، اغلب بین دو موج یا برآمدگی.

A long, narrow depression or hollow, often between two waves or ridges.

«کشتی با گودی‌ها و قله‌های امواج بالا و پایین می‌رفت.»

The ship rose and fell with the troughs and crests of the waves.

«یک گودی عمیق از وسط مزرعه می‌گذشت.»

A deep trough ran through the middle of the field.

تفاوت با واژه‌های مشابه
depressionفرورفتگی

رسمی/فنی. برای ویژگی‌های جغرافیایی یا زمین‌شناسی قابل تعویض است، اما 'trough' شکل کشیده‌تری را نشان می‌دهد. 'فرورفتگی در جاده' رایج است، اما 'trough در جاده' به طور خاص یک فرورفتگی بلند و باریک را توصیف می‌کند.

Formal/technical. Can be interchangeable for geographical or geological features but 'trough' implies a more elongated shape. 'A depression in the road' is common, but 'a trough in the road' would specifically describe a long, narrow one.

متضادها
3noun (اسم)technicalplural (جمع): troughs

اسم — رکود

رکودکف دوره اقتصادی

دوره ای از فعالیت اقتصادی پایین، که اغلب به دنبال اوج فعالیت می‌آید.

A period of low economic activity, often following a peak.

«اقتصاد کشور در حال حاضر در یک رکود است.»

The country's economy is currently in a trough.

«پس از رونق، رکود اجتناب‌ناپذیری در بازار وجود داشت.»

After the boom, there was an inevitable trough in the market.

تفاوت با واژه‌های مشابه
slumpکسادی

غیررسمی/اقتصادی. در بافت‌های اقتصادی برای یک رکود عمومی قابل تعویض است، اما 'trough' به طور خاص به پایین‌ترین نقطه یک چرخه قبل از بهبود اشاره دارد. 'اقتصاد در کسادی است' یک عبارت عمومی است، در حالی که 'اقتصاد به کف خود رسید' به این معنی است که به پایین‌ترین نقطه مطلق رسیده است.

Informal/economic. Interchangeable in economic contexts for a general downturn, but 'trough' specifically refers to the lowest point of a cycle before recovery. 'The economy is in a slump' is a general statement, whereas 'the economy hit its trough' implies the absolute bottom has been reached.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000