crest

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/krɛst/
1noun (اسم)commonplural (جمع): crests

اسم — بلندترین نقطه

بلندترین نقطهکوه‌فرازریشه موج

بالا‌ترین نقطه یا قسمت یک چیز، مخصوصاً تپه یا موج.

The top or highest part of something, especially a hill or wave.

«عقاب روی بلندترین نقطه کوه نشست.»

The eagle perched on the crest of the mountain.

«ما تماشاگر شکستن موج در اوج آن بودیم.»

We watched the wave break at the crest.

تفاوت با واژه‌های مشابه
peakقله

رایج. در زمینه ویژگی‌های طبیعی مانند کوه‌ها قابل جایگزینی است، اما برای حیوانات یا نمادها به کار نمی‌رود.

Common. Interchangeable in physical features context like mountains: 'mountain peak' = 'mountain crest'. Not used for animals or emblems.

summitراس قله

رسمی. عمدتاً برای قله کوه‌ها یا بالاترین نقاط استعاری به کار می‌رود، کمتر در مورد موج یا ویژگی‌های کوچک‌تر.

Formal. Mainly used for mountain tops or figurative highest points, less for waves or smaller features.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): crests

اسم — خروسک

خروسکتاج پرهاریشه پر

رشته یا دسته‌ای از پر، خز یا پوست روی سر پرنده یا حیوان دیگر.

A comb or tuft of feathers, fur, or skin on the head of a bird or other animal.

«خروس تاج قرمز روشن خود را بالا برد.»

The rooster raised its bright red crest.

«برخی پرندگان تاج‌های رنگارنگ روی سر خود دارند.»

Some birds have colorful crests on their heads.

تفاوت با واژه‌های مشابه
combشانه

رایج در توصیف پرهای سر پرنده. هنگام اشاره به تاج پرندگان قابل جایگزین است ولی کمتر برای حیوانات دیگر استفاده می‌شود.

Common in describing bird head feathers. Interchangeable when referring to bird crests but less used for other animals.

plumeباله

رسمی یا شاعرانه‌تر. به یک پر یا گروهی از پرها، گاهی تزئینی اشاره دارد.

More formal or poetic. Refers to a feather or group of feathers, sometimes decorative.

3noun (اسم)formalplural (جمع): crests

اسم — نشان خانوادگی

نشان خانوادگیآرمکتیبه

نماد یا نشان نمایانگر خانواده، سازمان یا فرد، که اغلب روی سپر یا پرچم نمایش داده می‌شود.

An emblem or badge representing a family, organization, or individual, often displayed on a shield or flag.

«سپر شوالیه نشان خانوادگی‌اش را داشت.»

The knight’s shield bore his family’s crest.

«نشان مدرسه روی همه یونیفرم‌ها دیده می‌شد.»

The school’s crest appeared on all uniforms.

تفاوت با واژه‌های مشابه
emblemنماد

رایج. وقتی به طرح‌های نمادین گروه‌ها یا خانواده‌ها اشاره دارد، قابل جایگزین crest است.

Common. Can replace 'crest' when referring to symbolic designs representing groups or families.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000