truism

tru·ism/ˈtruːɪzəm/
truefact or reality-isma belief or practice
noun (اسم)formal

اسم — حقیقت بدیهی

حقیقت بدیهیعبارت پیش‌پاافتاده

بیان یا عبارتی که واضحاً درست است و چیز جدید یا جالبی نمی‌گوید.

A statement that is obviously true and says nothing new or interesting.

«این یک حقیقت بدیهی است که ورزش برای سلامتی مفید است.»

It's a truism that exercise is good for health.

«گفتن «زمان پول است» یک حقیقت بدیهی رایج است.»

Saying 'time is money' is a common truism.

تفاوت با واژه‌های مشابه
platitudeعبارت کلیشه‌ای

رسمی. به عبارتی تکراری و خسته‌کننده اشاره دارد. وقتی بخواهیم از کسالت یا تکراری بودن سخن بگوییم جایگزین truism می‌شود.

Formal. Refers to a banal or overused statement, often lacking originality. It can replace 'truism' primarily when emphasizing dullness.

banalityابتذال

رسمی. بر بی‌نوآوری یا کسالت یک عبارت تأکید می‌کند. وقتی قصد داریم در مورد محتوا بدون نوآوری صحبت کنیم، جایگزین truism است.

Formal. Highlights dullness or lack of originality in a statement. It can substitute 'truism' when focusing on unoriginal content.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000