در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مربوط به شهر باستانی صور فنیقی، یا ساکنان آن.
Of or relating to the ancient Phoenician city of Tyre, or its inhabitants.
«دریانوردان صوری دریانوردان ماهری بودند.»
“The Tyrian sailors were skilled navigators.”
«سکه های صوری در کاوش های باستان شناسی یافت شده اند.»
“Tyrian coins have been found in archaeological digs.”
مربوط به رنگ ارغوانی تیره (ارغوان صوری) که در صور از صدفهای مورکس تولید میشد.
Of the deep crimson-purple dye (Tyrian purple) produced in Tyre from murex shellfish.
«خاندان سلطنتی اغلب جامههایی به رنگ ارغوان صوری میپوشیدند.»
“Royalty often wore robes of Tyrian purple.”
«نقاشی دارای رنگی غنی از ارغوان صوری بود.»
“The painting featured a rich Tyrian hue.”
یک ساکن شهر باستانی صور.
An inhabitant of ancient Tyre.
«صوریها به دلیل مهارت دریایی خود مشهور بودند.»
“The Tyrians were known for their maritime prowess.”
«بسیاری از صوریها به مستعمرات جدید مهاجرت کردند.»
“Many Tyrians migrated to new colonies.”