tyrian

Tir·i·an/ˈtɪriən/
1adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): more Tyriansuperlative (عالی): most Tyrian

صفت — صوری (1)

صوری

مربوط به شهر باستانی صور فنیقی، یا ساکنان آن.

Of or relating to the ancient Phoenician city of Tyre, or its inhabitants.

«دریانوردان صوری دریانوردان ماهری بودند.»

The Tyrian sailors were skilled navigators.

«سکه های صوری در کاوش های باستان شناسی یافت شده اند.»

Tyrian coins have been found in archaeological digs.

2adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): more Tyriansuperlative (عالی): most Tyrian

صفت — صوری (2)

صوریارغوانی تیره

مربوط به رنگ ارغوانی تیره (ارغوان صوری) که در صور از صدف‌های مورکس تولید می‌شد.

Of the deep crimson-purple dye (Tyrian purple) produced in Tyre from murex shellfish.

«خاندان سلطنتی اغلب جامه‌هایی به رنگ ارغوان صوری می‌پوشیدند.»

Royalty often wore robes of Tyrian purple.

«نقاشی دارای رنگی غنی از ارغوان صوری بود.»

The painting featured a rich Tyrian hue.

3noun (اسم)technicalplural (جمع): Tyrians

اسم — صوری

صوری

یک ساکن شهر باستانی صور.

An inhabitant of ancient Tyre.

«صوری‌ها به دلیل مهارت دریایی خود مشهور بودند.»

The Tyrians were known for their maritime prowess.

«بسیاری از صوری‌ها به مستعمرات جدید مهاجرت کردند.»

Many Tyrians migrated to new colonies.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000