ubc

/ˌjuː biː ˈsiː/
1noun (اسم)common

اسم — یو‌بی‌سی

یو‌بی‌سیدانشگاه بریتیش کلمبیا

مخفف دانشگاه بریتیش کلمبیا، یک دانشگاه تحقیقاتی دولتی در کانادا است.

An acronym for the University of British Columbia, a public research university in Canada.

«او در حال تحصیل مهندسی در UBC است.»

She is studying engineering at UBC.

«UBC به خاطر پردیس زیبای خود مشهور است.»

UBC is known for its beautiful campus.

2noun (اسم)technicalplural (جمع): UBCs

اسم — کیست تک‌حفره‌ای استخوان

کیست تک‌حفره‌ای استخوان

در پزشکی، مخفف 'کیست تک‌حفره‌ای استخوان' است که یک ضایعه استخوانی خوش‌خیم رایج است.

In medicine, an acronym for 'Unicameral Bone Cyst', a common benign bone lesion.

«اشعه ایکس یک UBC در استخوان بازوی او نشان داد.»

The X-ray revealed a UBC in his humerus.

«اکثر UBCها خود به خود بهبود می‌یابند.»

Most UBCs resolve spontaneously.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000