ugliness

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

ug·li·ness/ˈʌɡlinəs/
uglyunpleasant to look at-nessstate or quality of
noun (اسم)common

اسم — زشتی

زشتیناخوشایندی

کیفیت یا حالت زشت بودن، چه ظاهری یا کلی

The quality or state of being unpleasant to look at or unpleasant in a broader sense.

«زشتی ساختمان بر محله تأثیر گذاشت.»

The ugliness of the building affected the neighborhood.

«از ناخوشایندی وضعیت ناراحت بود.»

She was upset by the ugliness of the situation.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000