در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
بدون اطلاع یا آگاهی کسی؛ مخفیانه یا بدون اینکه کسی بفهمد.
Without the knowledge of someone; secretly or without someone's awareness.
«بدون اطلاع او، آنها یک مهمانی سورپرایز برنامهریزی کردند.»
“Unbeknownst to her, they planned a surprise party.”
«او بدون اطلاع والدینش خانه را ترک کرد.»
“He left the house unbeknownst to his parents.”