uncock

un·cock/ʌnˈkɒk/
un-reverse of an actioncockto set the hammer of (a firearm) in a position ready for firing
verb (فعل)technicalpast (گذشته): uncockedpast participle (مفعولی): uncocked-ing (حال): uncocking3rd (سوم): uncocks

فعل — از حالت شلیک خارج کردن

از حالت شلیک خارج کردنضامن را آزاد کردن

(در مورد اسلحه) چکش را به حالتی که برای شلیک آماده نیست برگرداندن.

(Of a firearm) return the hammer to a position that is not ready for firing.

«او با احتیاط پیستول را از حالت شلیک خارج کرد.»

He carefully uncocked the pistol.

«همیشه قبل از کنار گذاشتن اسلحه‌تان، آن را از حالت شلیک خارج کنید.»

Always uncock your weapon before putting it away.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000