unclogging

un·clog·ging/ʌnˈklɒɡɪŋ/
un-reverse actionclogto block or obstruct
noun (اسم)common

اسم — باز کردن گرفتگی

باز کردن گرفتگیرفع انسداد

عمل یا فرایند بازکردن گرفتگی یا انسداد.

The act or process of removing a blockage or obstruction.

«رفع گرفتگی لوله تمام بعدازظهر طول کشید.»

Unclogging the drain took all afternoon.

«او برای باز کردن گرفتگی ظرفشویی لوله‌کش آمد.»

He called a plumber for unclogging the sink.

تفاوت با واژه‌های مشابه
clearingپاکسازی

رایج. وقتی به رفع گرفتگی اشاره دارد قابل تعویض.

Common. When referring to removing blockages, interchangeable.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000