unscheduled

un·sched·uled/ʌnˈskedʒuːld/
un-negation / notscheduledplanned at a specific time
adjective (صفت)common

صفت — غیرزمان‌بندی‌شده

غیرزمان‌بندی‌شدهثبت‌نشده

از قبل برنامه‌ریزی یا ترتیب داده نشده

Not planned or arranged in advance.

«بعدازظهر جلسه‌ای غیرزمان‌بندی‌شده برگزار شد.»

There was an unscheduled meeting this afternoon.

«پرواز توقفی خارج از برنامه داشت.»

The flight made an unscheduled stop.

تفاوت با واژه‌های مشابه
unscriptedبدون فیلمنامه

غیررسمی. عمدتاً به رویدادها یا برنامه‌هایی گفته می‌شود که از قبل برنامه‌ریزی نشده‌اند.

Informal. Refers mostly to events or shows not planned in detail beforehand.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000