unsubdued

un·sub·dued/ʌnˈsəbˌdjuːd/
un-negation / notsubduedquiet, controlled
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more unsubduedsuperlative (عالی): most unsubdued

صفت — سرکش

سرکشمهار نشده

که کنترل یا مهار نشده باشد؛ شدید یا قوی باقی مانده باشد.

Not controlled, restrained, or softened; remaining intense or strong.

«عصبانیت مهار نشده‌ی او همه را متعجب کرد.»

His unsubdued anger shocked everyone.

«شعله‌های مهار نشده به سوزیدن ادامه دادند.»

The unsubdued flames continued to burn.

تفاوت با واژه‌های مشابه
uncontrolledمهار نشده

رایج. معنای مشابه از نبود کنترل یا مهار.

Common. Similar meaning of lacking control or restraint.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000