در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به گونهای که نشان دهنده اکراه یا نداشتن تمایل باشد.
In a way that shows reluctance or lack of willingness.
«او با بیمیلی با پیشنهاد موافقت کرد.»
“He unwillingly agreed to the proposal.”
«او بهصورت اکراهآمیز به فعالیت گروهی پیوست.»
“She unwillingly joined the group activity.”
متداول. به معنای انجام کاری با بیمیلی یا تردید، بسیار شبیه به 'unwillingly'.
Common. Means doing something unwillingly or hesitantly, very similar to 'unwillingly'.