used to

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/juːzd tuː/
usedaccustomedtoindicating past habitual action
phrase (عبارت)common

عبارت — عادت داشتن به

عادت داشتن بهقبلاً انجام دادن

بیان عادتی یا وضعیتی در گذشته که دیگر وجود ندارد.

To indicate a past habit or state that no longer exists.

«زمانی که کوچک بودم پیانو می‌زدم.»

I used to play piano when I was young.

«او قبلاً اینجا زندگی می‌کرد.»

She used to live here.

تفاوت با واژه‌های مشابه
accustomedعادت کرده

رسمی. بیان‌کننده آشنا بودن با عادت یا شرایط گذشته.

Formal. Expresses being familiar with a past habit or condition.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000