در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
قبلاً توسط شخص دیگری استفاده شده؛ دست دوم.
Having been previously owned by someone else; secondhand.
«من یک ماشین دست دوم خریدم.»
“I bought a used car.”
«این فروشگاه کتابهای دست دوم میفروشد.»
“The store sells used books.”
شکل گذشته و اسم مفعول فعل "use"؛ برای منظوری به کار بردن.
Past simple and past participle of 'use'; employed for a purpose.
«او برای بریدن سیب از چاقو استفاده کرد.»
“She used a knife to cut the apple.”
«آنها از منابع انرژی تجدیدپذیر استفاده کردند.»
از طریق مواجهه یا تجربه مکرر به چیزی عادت کرده یا با آن آشنا شده. همیشه با "to" میآید.
Accustomed or familiar with something through repeated exposure or experience. Always followed by "to."
«من عادت دارم زود بیدار شوم.»
“I am used to waking up early.”
«او به هوای سرد عادت ندارد.»
“She is not used to the cold weather.”