unused

un·used/ʌnˈjuːzd/
un-notusedemployed or utilized
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more unusedsuperlative (عالی): most unused

صفت — استفاده‌نشده

استفاده‌نشدهدست‌نخورده

قبلاً استفاده‌نشده؛ باقی‌مانده و دست‌نخورده

Not used before; remaining available or untouched.

«ساختمان سال‌ها بدون استفاده باقی مانده است.»

The building stands unused for years.

«او کفش‌های استفاده‌نشده پوشیده بود.»

She wore unused shoes.

تفاوت با واژه‌های مشابه
freshتازه

رایج. به معنای جدید یا استفاده‌نشده است، ولی همیشه قابل تعویض نیست.

Common. Means new or not used but more general; not always interchangeable.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000