unturned

un·turned/ʌnˈtɜrnd/
un-notturnedrotated or changed direction
adjective (صفت)formal

صفت — برنگشته

برنگشتهکشف نشده

برنگشته یا کشف نشده؛ بدون تغییر مانده.

Not turned over or explored; left as is.

«تحقیق هیچ سنگی را دست‌نخورده باقی نگذاشت.»

The investigation left no stone unturned.

«صفحات بسیاری دست‌نخورده در کتاب باقی مانده است.»

Many unturned pages remain in the book.

تفاوت با واژه‌های مشابه
untouchedدست‌نخورده

رایج. به معنی دست‌نخورده یا تغییر نکرده است، اغلب قابل تعویض.

Common. Means not affected or altered, often interchangeable.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000