در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
جدا کردن یا بازکردن چیزی که پیچیده شده بود.
To separate or unravel something that was twisted together.
«او طناب را به دقت باز کرد.»
“She untwined the rope carefully.”
«کابلها برای جدا شدن باز شدند.»
“The cables were untwined to separate them.”