vegetable

veg·e·ta·ble/ˈvɛdʒtəbl/
1noun (اسم)commonplural (جمع): vegetables

اسم — سبزیجات

سبزیجاتگیاه خوراکی

گیاه یا بخشی از گیاه که برای غذا خوردن استفاده می‌شود، مانند ریشه‌ها، برگ‌ها یا ساقه‌ها

A plant or part of a plant used as food, typically edible roots, leaves, or stems.

«او هر روز برای سلامتی سبزیجات می‌خورد.»

She eats vegetables every day for health.

«هویج و سیب‌زمینی سبزی‌های معمولی هستند.»

Carrots and potatoes are common vegetables.

تفاوت با واژه‌های مشابه
greensسبزی‌ها

غیررسمی. معمولا برای سبزیجات برگ‌دار بکار می‌رود، بعضا به طور کلی هم به کار می‌رود.

Informal. Often refers specifically to leafy vegetables, sometimes used broadly.

produceمحصول کشاورزی

رایج در بازار برای جمع میوه و سبزیجات.

Common in market context to mean fruits and vegetables collectively.

متضادها
2adjective (صفت)common

صفت — گیاهی

گیاهیسبزی‌مانند

مربوط به گیاهان خوراکی یا ساخته شده از آن‌ها

Relating to or made from plants used as food.

«او غذاهای گیاهی را به گوشت ترجیح می‌دهد.»

She prefers vegetable dishes over meat.

«روغن گیاهی در پخت‌وپز استفاده می‌شود.»

Vegetable oil is used in cooking.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000