در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
دارای استانداردهای اخلاقی بالا؛ باد نیکی و درستکار بودن.
Having or showing high moral standards; morally good or righteous.
«او به عنوان زنی بافضیلت در جامعه شناخته میشود.»
“She is known as a virtuous woman in the community.”
«او زندگی با فضیلتی داشت و به دیگران کمک میکرد.»
“He lived a virtuous life helping others.”
معمولی. به پیروی از معیارهای درست و نادرست اشاره دارد.
Common. Means following accepted standards of right and wrong.
رسمی. تاکید بر پیروی از اصول اخلاقی دارد.
Formal. Emphasizes adherence to moral principles.