در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به گونهای که به دیدن یا حس بینایی مربوط است.
In a way that relates to sight or the sense of vision.
«نمودار دادهها را به صورت دیداری نشان میدهد.»
“The graph presents data visually.”
«از نظر بصری، طراحی جذاب است.»
“Visually, the design is appealing.”
رسمی؛ مربوط به نور و دید؛ در زمینههای علمی میتواند جایگزین visually شود.
Formal; related to light and vision; can replace visually in scientific contexts.