visually

vis·u·al·ly/ˈvɪʒuəli/
visualrelated to seeing-lyin the manner of
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): visualposition (جایگاه): middle

قید — از نظر بصری

از نظر بصریبه صورت دیداری

به گونه‌ای که به دیدن یا حس بینایی مربوط است.

In a way that relates to sight or the sense of vision.

«نمودار داده‌ها را به صورت دیداری نشان می‌دهد.»

The graph presents data visually.

«از نظر بصری، طراحی جذاب است.»

Visually, the design is appealing.

تفاوت با واژه‌های مشابه
opticallyاز نظر نوری

رسمی؛ مربوط به نور و دید؛ در زمینه‌های علمی می‌تواند جایگزین visually شود.

Formal; related to light and vision; can replace visually in scientific contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000