vomits

vom·its/ˈvɒmɪts/
verb (فعل)commonpast (گذشته): vomitedpast participle (مفعولی): vomited-ing (حال): vomiting3rd (سوم): vomits

فعل — استفراغ می‌کند

استفراغ می‌کندقی می‌کند

محتویات معده را از دهان بیرون می‌ریزد.

Ejects stomach contents through the mouth.

«بعد از خوردن غذای فاسد استفراغ می‌کند.»

He vomits after eating spoiled food.

«وقتی بچه بیمار است استفراغ می‌کند.»

The child vomits when he is sick.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000