warhorse

war·horse/ˈwɔːrˌhɔːrs/
warconflict or battlehorselarge domesticated animal
noun (اسم)commonplural (جمع): warhorses

اسم — اسب جنگی

اسب جنگینماد قدیمی و قابل اعتماد

اسب آموزش دیده برای جنگ، یا استعاره‌ای برای چیزی قابل اعتماد و سنتی.

A horse trained for battle, or a metaphor for something reliable and old-fashioned.

«اسب جنگی شوالیه را به میدان نبرد برد.»

The warhorse carried the knight into battle.

«آن ایده کمی قدیمی و تکراری است؛ بارها استفاده شده.»

That idea is a bit of a warhorse; it’s been used many times.

تفاوت با واژه‌های مشابه
veteranسرباز کهنه‌کار

تشبیهی. شخص یا چیز باتجربه، مشابه استفاده استعاری از warhorse.

Figurative. Experienced person or thing, similar to metaphorical usage of warhorse.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000