veteran

vet·er·an/ˈvɛtərən/
1noun (اسم)commonplural (جمع): veterans

اسم — کهنه‌سرباز

کهنه‌سربازسرباز سابق

فردی که در ارتش خدمت کرده، به‌ویژه کسی که در میدان جنگ بوده است.

A person who has served in the military, especially one who has seen combat.

«او کهنه‌سرباز جنگ خلیج فارس است.»

He is a veteran of the Gulf War.

«کهنه‌سربازان گرد هم آمدند تا دوستان شهیدشان را یاد کنند.»

The veterans gathered to remember their fallen friends.

تفاوت با واژه‌های مشابه
ex-servicemanسرباز سابق

رسمی. عمدتاً در زمینه‌های رسمی یا دولتی به جای veteran به کار می‌رود.

Formal. Interchangeable with 'veteran' mainly in formal or official contexts referring to former military personnel.

متضادها
2adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more veteransuperlative (عالی): most veteran

صفت — مجرّب

مجرّبپیشکسوت

دارای تجربه زیاد در یک فعالیت یا حرفه مشخص.

Having a lot of experience in a particular activity or profession.

«او خبرنگاری باتجربه با بیش از ۲۰ سال سابقه است.»

She is a veteran journalist with over 20 years of experience.

«آن بازیگر پیشکسوت در صدها فیلم ظاهر شده است.»

The veteran actor has appeared in hundreds of films.

تفاوت با واژه‌های مشابه
experiencedبا تجربه

متداول. می‌تواند به جای veteran بیاید وقتی بر تجربه کلی تاکید می‌شود اما رسمی‌تر نیست.

Common. Can replace 'veteran' when emphasizing general experience but less formal.

seasonedمجرب

رسمی/غیررسمی. بر تجربه گسترده تاکید دارد، مخصوصاً برای افراد حرفه‌ای.

Formal/informal. Emphasizes extensive experience, often used for professionals.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000