در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
پوشیده از زگیل یا شبیه به زگیل.
Covered with or resembling warts.
«قورباغه پیر پوستی زگیلدار داشت.»
“The old toad had warty skin.”
«برخی گیاهان برای محافظت برگهای زگیلدار دارند.»
“Some plants have warty leaves for protection.”