watchdog

watch·dog/ˈwɒtʃ.dɒɡ/
watchto observe attentivelydogcanine animal known for guarding
noun (اسم)commonplural (جمع): watchdogs

اسم — سگ نگهبان

سگ نگهبان

سگی که برای حفاظت از دارایی‌ها آموزش دیده و صاحب را از ورود افراد هشدار می‌دهد.

A dog trained to guard property and alert owners of intruders.

«سگ نگهبان به غریبه با صدای بلند پارس کرد.»

The watchdog barked loudly at the stranger.

«سگ نگهبان شب‌ها خانه را محافظت می‌کند.»

A watchdog protects the house at night.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000