در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
ازدواج کردن با کسی؛ به هم پیوستن در زندگی زناشویی.
To marry someone; to become joined in marriage.
«آنها در یک مراسم کوچک ازدواج کردند.»
“They wed in a small ceremony.”
«او قصد دارد تابستان بعد ازدواج کند.»
“She plans to wed next summer.”
رایج/رسمی. در بیشتر موارد با wed قابل جایگزینی است، مخصوصاً در بافتهای رسمی مانند «آنها سال گذشته ازدواج کردند». wed رسمیتر و ادبیتر از marry است.
Common/formal. Interchangeable with 'wed' in most contexts, especially formal ones like 'They married last year'. 'Wed' is more formal/literary than 'marry'.
غیررسمی. گاهی در گفتار عامیانه به جای wed استفاده میشود (مثلاً «آنها در ازدواج به هم پیوستند»)، اما کمتر رایج و بیشتر استعاری است.
Informal. Can sometimes replace 'wed' in casual speech (e.g., 'They joined in marriage'), but this is less common and more figurative.
متحد یا نزدیک کردن، اغلب به صورت کنایه یا در زمینههای فنی.
To unite or join closely, often used figuratively or in technical contexts.
«این طراحی سبک را با کارایی پیوند میدهد.»
“The design weds style with functionality.”
«این پروژه سنت و نوآوری را متحد میکند.»
“The project weds tradition and innovation.”
رایج. زمانی که منظور وصل یا متحد کردن است، میتواند جایگزین wed شود، به ویژه به صورت کنایی (مثلاً «شرکت تکنولوژی و هنر را به هم پیوست»).
Common. Can replace 'wed' when meaning to connect or unite, especially figuratively (e.g., 'the company wed technology and art').
رسمی. شبیه wed در معنای کنایی، معمولاً برای گروهها یا ایدهها استفاده میشود نه برای افراد.
Formal. Similar to 'wed' in figurative sense, often used for groups or ideas rather than people.