as— در حالی که / وقتی که. روزمره. اغلب قابل جایگزینی با 'while' برای رویدادهای همزمان، به ویژه زمانی که یک عمل قطع یا همراه با دیگری است. 'While I was eating, the phone rang' و 'As I was eating, the phone rang' هر دو درست هستند. 'While' میتواند بر مدت زمان بیشتر تأکید کند. Everyday. Often interchangeable with 'while' for simultaneous events, especially when one action is interrupted or accompanied by another. 'While I was eating, the phone rang' and 'As I was eating, the phone rang' both work. 'While' can also emphasize duration more. روزمره. اغلب با 'while' برای رویدادهای همزمان قابل جایگزینی است، به ویژه زمانی که یک عمل قطع یا همراه با دیگری است. 'هنگامی که غذا میخوردم، تلفن زنگ زد' (While I was eating, the phone rang) و 'همزمان که غذا میخوردم، تلفن زنگ زد' (As I was eating, the phone rang) هر دو درست هستند. 'While' میتواند بر مدت زمان بیشتر تأکید کند.
2noun (اسم)common
این معنی نسبتاً رایج است
plural (جمع):whiles
مدتلحظهزمانی
یک دوره زمانی، به ویژه یک دوره کوتاه.
A period of time, especially a short one.
«بیایید برای مدتی استراحت کنیم.»
“Let's rest for a while.”
«مدت زیادی است که یکدیگر را ندیدهایم.»
“It's been a long while since we met.”
تفاوت با واژههای مشابه
moment— لحظه / آن. روزمره. قابل جایگزینی برای دورههای بسیار کوتاه. 'Wait a while' و 'Wait a moment' بسیار شبیه هستند. 'While' میتواند به یک دوره کمی طولانیتر اما هنوز نامشخص اشاره کند. 'A long while' رایج است، 'a long moment' کمتر رایج است. Everyday. Interchangeable for very short periods. 'Wait a while' and 'Wait a moment' are very similar. 'While' can imply a slightly longer but still undefined period. 'A long while' is common, 'a long moment' is less so. روزمره. برای دورههای بسیار کوتاه قابل جایگزینی است. 'کمی صبر کن' و 'یک لحظه صبر کن' بسیار شبیه هستند. 'While' میتواند به یک دوره کمی طولانیتر اما هنوز نامشخص اشاره کند. 'مدت طولانی' رایج است، 'یک لحظه طولانی' کمتر رایج است.
3verb (فعل)literary
این معنی کمتر رایج است
past (گذشته):whiledpast participle (مفعولی):whiled-ing (حال):whiling3rd (سوم):whiles
وقت گذراندنسپری کردن
(زمان را) به آرامی یا با لذت گذراندن.
To pass (time) in a leisurely or agreeable manner.
«ما بعدازظهر را با خواندن کتاب سپری کردیم.»
“We whiled away the afternoon reading.”
«او ساعتها را با رؤیاپردازی میگذراند.»
period— دوره / بازه. رایج. 'Period' عمومیتر است و میتواند به هر طول زمانی اشاره کند. 'A while' معمولاً به یک مدت نامشخص، نسبتاً کوتاه اشاره دارد. 'A period of intense activity' vs 'a while of intense activity'. Common. 'Period' is more general and can refer to any length of time. 'A while' usually implies an unspecified, relatively short duration. 'A period of intense activity' vs 'a while of intense activity'. رایج. 'Period' عمومیتر است و میتواند به هر طول زمانی اشاره کند. 'A while' معمولاً به یک مدت نامشخص و نسبتاً کوتاه اشاره دارد. 'یک دوره فعالیت فشرده' در مقابل 'یک مدت فعالیت فشرده'.
“She would while away the hours dreaming.”
تفاوت با واژههای مشابه
pass— گذراندن / سپری کردن. روزمره. قابل جایگزینی است زمانی که به گذر زمان اشاره دارد. 'While away the hours' و 'Pass the hours' شبیه هستند. 'While' به طور خاص به انجام کاری دلپذیر یا تفریحی برای گذراندن زمان اشاره دارد. 'Pass' عمومیتر است. Everyday. Interchangeable when referring to the passage of time. 'While away the hours' and 'Pass the hours' are similar. 'While' specifically suggests doing something pleasant or leisurely to make time go by. 'Pass' is more general. روزمره. زمانی که به گذر زمان اشاره دارد، قابل جایگزینی است. 'وقت را به بطالت گذراندن' و 'ساعتها را گذراندن' شبیه هستند. 'While' به طور خاص به انجام کاری دلپذیر یا تفریحی برای گذراندن زمان اشاره دارد. 'Pass' عمومیتر است.