white-knuckle

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

white-knuck·le/ˌwaɪt ˈnʌkəl/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): more white-knucklesuperlative (عالی): most white-knuckle

صفت — پراضطراب

پراضطرابنفس‌گیر

بسیار پراسترس، ترسناک یا هیجان‌انگیز، انگار آدم چیزی را محکم چسبیده است.

Extremely tense, frightening, or exciting, as if one is gripping something tightly.

«سواری‌ای نفس‌گیر و پراضطراب بود.»

“It was a white-knuckle ride.”

«آن‌ها پروازی پراضطراب داشتند.»

“They had a white-knuckle flight.”

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000