whole shebang

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

whole she·bang/hoʊl ʃəˈbæŋ/
phrase (عبارت)informal

عبارت — همه‌چیز

همه‌چیزتمام ماجرا

همهٔ چیزهای مربوط به یک موقعیت یا کار.

everything involved in a situation or activity

«آن‌ها همه‌چیز را فروختند.»

“They sold the whole shebang.”

«من تمام ماجرا را سازمان دادم.»

“I organized the whole shebang.”

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000